راهنمای سایت


 پسر رشتی نزد پدر خود رفت و به او گفت : می خواهم ازدواج کنم
پدر خوشحال شد و پرسید نام دختر چیست ؟
مرد جوان گفت : نامش ژیلا است و در محله ما زندگی می کند .
پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید و گفت
من متاسفم به جهت این حرف که می زنم
اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج کنی چون او خواهر توست
خواهش می کنم از این موضوع چیزی به مادرت نگو
مرد جوان نام سه دختر دیگر را آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود
با ناراحتی نزد مادرش  رفت و گفت : مادر من می خواهم ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم
پدر می گوید که او خواهر توست ! و نباید به تو بگویم
مادرش لبخند زد و گفت : نگران نباش پسرم
تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی
چون تو پسر او نیستی


  جوک های متنوع  با کلیک روی این کارت 


 

 

 

یاد ها و ترانه ها

 

 

 

باغ هنر

 
 
New Page 1
   بحرطویل   

شهر هرت

قوانین خر

گارسیا

یـاد پـدر

چاه

پرچم ها

آموزش ترکی

اکتشافات

 نامه

طول عمر

 

 

لیست ویدیو ها
New Page 1

2105

2104

2103

2102

2101

2100

2099

2098

2097

2096

2095

2094

2093

2092

2091

2090

2089

 


تاجگذاری



خانه و خاتون



فکس از عقب



صيغه يا عقدي

1908

1907

1906

1905

1904

1903

1902

1901

1900

1899

1898

1897

1896

1895

1894

1893

1892

 

1408

1407

1406

1405

1404

1403

1402

1401

1400

1399

1398

1397

1396

1395

1394

1393

1392

 


آینه معجزه گر



روش مارگاریتا



پیام رادیویی



غذای مکزیکی

908

907

906

905

904

903

902

901

900

899

898

897

896

895

894

893

892

 

407

406

405

404

403

402

401

400

399

398

397

396

395

394

393

392

391

 


ابوالفضل

مخرج مشترك



جاده رشت

کلاس دوم



 
لیست کامل جوک ها
 

 

 

 پیوند ها